الملا فتح الله الكاشاني

80

تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )

كه روى گردانيده * ( عَنْ ذِكْرِنا ) * از ذكر ما مراد قرآنست كه متضمن توحيد و ساير اصول ايمانست * ( وَلَمْ يُرِدْ ) * و نخواسته به عمل خود * ( إِلَّا الْحَياةَ الدُّنْيا ) * مگر زندگانى دنيا را چه هر كه من جميع الوجوه غافل باشد از او سبحانه و بالكلية از ذكر او اعراض نموده و در محبت دنيا و جمع و ادخار او بر وجهى متوغل شده كه آن منتهى همت او گشته پس دعوة تو چگونه به او فايده دهد بلكه نزد اينحال عناد او زياده خواهد شد و اصرار او بر كفر اشتداد خواهد يافت * ( ذلِكَ ) * اين دوستى دنيا و اختيار كردن آن * ( مَبْلَغُهُمْ ) * غايت رسيدن ايشانست * ( مِنَ الْعِلْمِ ) * از دانش يعنى نهايت علمشان صرف همتست بتمتعات عاجله و لذات فانيه دنيويه و اعراض نمودن از تدبر در امور اخرويه باقيه اينجمله معترضه است كه مقرر قصور همم ايشان است بدنياى دنى و شبهه نيست در اينكه طالب اين مطلب خسيس در حكم بهايم است كه طباع ايشان مصروف است بر اكل عاجل و اصلا نظر نميكند در عواقب آجل و در ادعيه ماثورهء از ائمه عليه السّلام وارد است كه اللهم لا تجعل الدنيا اكبر همنا و لا مبلغ علمنا آن گه به جهت تعليل امر باعراض ميفرمايد كه * ( إِنَّ رَبَّكَ ) * بدرستى كه آفريدگار تو * ( هُوَ أَعْلَمُ ) * او است دانا * ( بِمَنْ ضَلَّ ) * بآنكسى كه گمراه شده يعنى عدول كرده * ( عَنْ سَبِيلِه ) * از راه او كه طريق مستقيم و منهج قويم است * ( وَهُوَ أَعْلَمُ ) * و او است عالمتر * ( بِمَنِ اهْتَدى ) * به كسى كه راه يافته است به حق يعنى همه را ميداند و ميشناسد و هيچ چيز بر وى پوشيده و پنهان نيست و هر يك را جزا فراخور خود خواهد داد مراد آنست كه چون او سبحانه عالمست به آنكه از ايشان كدام مجيب دعوتست و كدام غير مجيب و تو به اين عالم نيستى پس نفس نفيس خود را در دعوت ايشان برنج و تعب مينداز چه تو قدرت ندارى بر هدايت كسى كه ارادهء اهتداى او داشته باشى پس بر تو همين بلاغ است و بس و آن را خود بايشان رسانيدهء و گويند كه امر باعراض بآية السيف منسوخست و بعد از آن حق سبحانه از كمال قدرت وسعت ملك خود خبر ميدهد * ( وَلِلَّه ) * و مر خداى را است * ( ما فِي السَّماواتِ ) * آنچه در آسمانها است از موجودات علويه * ( وَما فِي الأَرْضِ ) * و آنچه در زمين است از كاينات سفليه يعنى خالق و مالك همه او است و غرض وى از ايجاد مخلوقات تعبد ايشانست كما قال وَما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ پس تكليف عبادت و طاعت برايشان كرده * ( لِيَجْزِيَ الَّذِينَ ) * تا جزا دهد آنان را كه * ( أَساؤُا ) * بد كرده‌اند بما عملوا بعقوبت آنچه عمل كرده‌اند كه عذاب نيرانست * ( وَيَجْزِيَ ) *